|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
9 نتیجه برای تلویزیون
محسن نیازی، اعظم ولایتی، دوره 1، شماره 1 - ( 5-1391 )
چکیده
چکیده:
امروزه
نقش تلویزیون به عنوان فراگیرترین رسانه ملی، در ارتقای هویتهای
فرهنگی جامعه و به ویژه در افزایش هویت دینی شهروندان مورد توجه صاحبنظران قرار
گرفته است. در این ارتباط، بسیاری از اندیشمندان علوم ارتباطات و صاحبنظران علوم
دینی بر نقش تلویزیون در نشر، اشاعه و تعمیق فرهنگ و هویت دینی تأکید داشتهاند.
به طور کلی، هدف رسانه دینی و برنامههای دینی تلویزیون، آگاهیبخشی مبانی دینی به
شهروندان با استفاده از روشهای اطلاعرسانی و تبلیغ به منظور ارتقای هویت دینی میباشد.
بر این مبنا، تلویزیون جمهوری اسلامی ایران با هدف تعمیق و ارتقای معرفت دینی
شهروندان، خود را یکی از پایگاه دینی تعریف کرده و رسالت تبلیغی خویش را بر آن
استوار نموده است. با توجه به موارد فوق، هدف اساسی این مقاله، بررسی رابطه بین
برنامههای دینی تلویزیون و هویت دینی شهروندان در جامعهی آماری مورد مطالعه میباشد.
این پژوهش از نوع مطالعه پیمایشی بوده و دادههای تحقیق با استفاده از تکنیک پرسشنامه
توأم با مصاحبه، جمعآوری گردیده است. میزان هویت دینی به عنوان متغیر وابسته
تحقیق با استفاده از مدل دینداری گلارک و استارک در پنج بعد اعتقادی، مناسکی،
عاطفی، شناختی و پیامدی با استفاده از 47 گویه در قالب طیف لیکرت سنجیده شده است.
اعتبار و روایی مقیاس هویت دینی با توجه به نتایج آزمون آلفای کرونباخ (93/0a=)مورد تأیید قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق، کلیهی
شهروندان واقع در سنین 15 تا 65 سال شهر اصفهان در سال 1390 میباشد. با استفاده
از فرمول نمونهگیری کوکران، تعداد 420 نفر به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از
روش نمونهگیری سهمیهای تصادفی، انتخاب و بررسی شدهاند. یافتههای تحقیق،
همبستگی بین متغیر برنامههای دینی تلویزیون و میزان هویت دینی شهروندان را نشان
میدهد. نتایج فعالیت آماری مربوط با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی بین
متغیرهای میزان مشاهده انواع برنامههای دینی تلویزیون و نوع نگرش به برنامههای
دینی تلویزیون با میزان هویت دینی (608/0 و 674/0r=) در سطح اطمینان 99 درصد را مورد تأیید قرار میدهد.
همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه، اثرات متغیرهای فوق بر میزان هویت دینی را
به ترتیب با 46 و 39 درصد نشان داده است.
محمداسماعیل ریاحی، نادر رازقی، سمانه اسکندری، دوره 2، شماره 4 - ( 2-1393 )
چکیده
اعتماد
همواره یکی از مهمترین موضوعات در تحقیقات سرمایهی اجتماعی محسوب میشود و اهمیت
آن بهطور گستردهای از سوی نظریهپردازان سیاسی و اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته
است. در پژوهش حاضر سعی شده است که به بررسی تأثیر میزان مصرف رسانهای، بر میزان
اعتماد اجتماعی پرداخته شود. این پژوهش با روش پیمایش انجام شده است. جامعهی
آماری تحقیق، شامل تمامی دانشجویان شاغل به تحصیل در پردیس دانشگاه مازندران در
سال تحصیلی 91-92 بودهاند که تعداد 400 نفر بر اساس نمونهگیری طبقهای متناسب
انتخاب و پرسشنامههای خود اجرا در میان آنها توزیع شد. یافته های پژوهش حاکی از
آن است که گرچه میان میزان تماشای تلویزیون داخلی با اعتماد اجتماعی رابطهی معناداری
وجود ندارد؛ میزان تماشای تلویزیون ماهوارهای، رابطهی معکوسی با اعتماد اجتماعی
داشته است. همچنین، متغیّرهای میزان فعالیت در انجمنهای داوطلبانه، هنجار معامله ی
متقابل، نگرش مثبت نسبت به اجرای قانون و احساس عدالت با اعتماد اجتماعی، رابطهی
مثبت داشتهاند. بهعلاوه، نتایج تحلیل رگرسیونی نشان میدهد که متغیّر احساس
عدالت قویترین متغیّر پیشبینی کنندهی میزان اعتماد اجتماعی است و پس از آن،
متغیّر هنجار معامله متقابل در رتبهی بعدی قرار گرفته است.
شراره مهدیزاده، فاطمه رضایی، دوره 3، شماره 2 - ( 8-1393 )
چکیده
این مقاله با تأکید بر آرای گربنر، فستینگر و گیدنز، بهدنبال بررسی رابطهی میزان تماشا، نوع برنامه، نگرش به چهره و ظاهر زنان در ماهواره با مدیریت بدن و پیوند آن با رضایت از بدن، عزت نفس، نگرش خانواده و نگرش دوستان است. برای این منظور نمونهی 410 نفری از زنان جوان 18 تا 29 سال شهر تهران با استفاده از شیوهی نمونهگیری خوشهای سه مرحلهای انتخاب شد. روش تحقیق در این پژوهش، پیمایش و ابزار اصلی گردآوری اطلاعات در آن، پرسشنامه است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها در این اثر، حاکی از وجود رابطهای معنادار و مستقیم میان میزان تماشا، نوع برنامهها و نگرش به چهره و ظاهر زنان در ماهواره و مدیریت بدن است. همچنین یافتهها نشان میدهد که میان نگرش دوستان هم با رضایت و هم با مدیریت بدن رابطه دارد. عزت نفس نیز با رضایت از بدن رابطه دارد.
سحر نیکمرام، مسعود کوثری، علی اصغر پورعزت، احمد نادری، دوره 5، شماره 3 - ( 11-1395 )
چکیده
در این مقاله تلاش شد تا نحوه ساخت واقعیت اخلاقی در بازنمایی مناسک عاشورا در سریالهای تلویزیونی مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور، از میان سریالهای مناسبتی پر بیننده سالهای اخیر تلویزیون به صورت تصادفی دو سریال شب دهم و یلدا جهت تحلیل نشانه شناختی و همچنین از میان مخاطبان عام تلویزیون، 31 مخاطب جهت انجام مصاحبه براساس نمونه گیری هدفمند، برای دستیابی به هدف تحقیق انتخاب شدند. نتایج به دست آمده از تحلیل نشانه شناختی نشان داد که در هر دو سریال بهره گیری از رمزگان فنی و فرم جهت بازنمایی ابعاد اخلاقی واقعه کربلا مشابه یکدیگر و محدود و تا حدی سطحی بوده است. هر دوی این سریالها تنها با تمرکز بر یکی از کنش های نمادین مناسک ماه محرم (تعزیه خوانی) به انتقال بخش کوچکی از مفاهیم گسترده اخلاقی نهفته در این واقعه پرداخته اند. براین اساس، ابعاد اخلاقی بازنمایی شده در این دو سریال مشتمل بر غیرت، ایثار، شجاعت، همیاری و جهاد با نفس بوده است. همچنین، نتایج بدست آمده از تحلیل دریافت مخاطب نشان داد که اگر چه برخی از طبقات مخاطبان بر وجود پیام های اخلاقی در صحنه های بازنمایی شده اذعان دارند، اما ادراک این دسته نیز مبتنی بر محتوای کلی داستان است و نه صحنه های مرتبط با بازنمایی مناسک.
اردشیر زابلی زاده، هادی ابراهیمی کیاپی، دوره 7، شماره 4 - ( 2-1398 )
چکیده
سازمان صداوسیما بهعنوان بازوی دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران فعالیتهای گستردهای در زمینه پخش بینالمللی برنامههای رادیویی و تلویزیونی خود دارد. این برنامهها به زبانهای مختلف چون انگلیسی، فرانسوی، آذری، عربی، و ... برای مخاطبان منطقهای و فرامنطقهای پخش میشود. حجم زیادی از فعالیتهای بینالمللی این سازمان در قالب خبر و برنامههای خبری است. سه شبکه تلویزیونی العالم، پرس تیوی و هیسپان تیوی شبکههایی هستند که به پخش خبر به زبانهای عربی، انگلیسی و اسپانیایی میپردازند. در این مقاله با مطالعه تطبیقی شبکههای خبری بینالمللی و تحلیل عملکرد آنها در حوزه برندسازی برای رسانه، پیشنهادی مبنی بر یکپارچهسازی برند شبکههای خبری بینالمللی سازمان صداوسیما ذیل یک نام ارائه شده است. بر مبنای این پیشنهاد این سه شبکه در کنار شبکه بینالمللی خبر، با یک نام و برند به فعالیت خود ادامه خواهند داد و هر یک بهعنوان شاخه انگلیسی، عربی، اسپانیایی و فارسی یک شبکه خبری واحد شناخته خواهند شد. این اتفاق میتواند از طریق ایجاد یک مدیریت برند یکپارچه منجر به تقویت ارزش برند سازمان صداوسیما در سطح مخاطبان بینالمللی شود.
محمدعلی شمس، سعیده شمسائی، دوره 8، شماره 1 - ( 5-1398 )
چکیده
این مطالعه به بررسی سازوکار تأثیرگذاری آگهی های بازرگانی بر هویت اجتماعی زنان ایرانی می پردازد. 60 آگهی تجاری تلویزیون ایران مورد بررسی کمی و کیفی قرار گرفتند. تحلیل بسامد نشان داد که تصویر ارائه شده از زن مطلوب و موفق ایرانی عمدتاً تحت تأثیر این عوامل است: 1) منافع سفارش دهندگان؛ 2) نوع گفتمان تبلیغاتی؛ 3) جامعه هدف و 4) راهبردهای معناشناختی به کار رفته در تولید آگهی ها. تحلیل جزئیات کلامی و بصری تعبیه شده در محتوای آگهی ها هم نشان داد که چطور شخصیت پردازی کاراکترهای زن در این گونه ی رسانه ای، کلان روایتی خاص از موفقیت را به مخاطبین ایرانی اعم از مرد و زن القا می کند. این یافته ها در چهارچوب تحلیل انتقادی گفتمان و در رابطه با سازوکارهای شکل گیری باورهای اجتماعی در مواجهه با مظاهر توسعه ی مادی مورد بررسی دقیق تر قرار گرفتند تا نشانه های تحولی بطئی ولی عمیق در نوع نگرش دست اندرکاران بخش خصوصی و متولیان تبلیغات در نهادهای دولتی به وضوح روشن شود.
میترا افضلی فاروجی، علی اکبر فرهنگی، دوره 8، شماره 2 - ( 8-1398 )
چکیده
صداوسیما به عنوان بازیگر اصلی در فرایند رسانهایسازی علم، عهدهدار نهادینهسازی گفتمان علم از طریق پیوند میان علم و عموم است. در این پژوهش با احصای شرایط علی، زمینهای و راهبردها، الگوی ترویج علم در تلویزیون ارائه شد. روش تحقیق این پژوهش نظریهی مبنایی است و دادهها از طریق مصاحبهی عمیق غیرساختاریافته با 14 نفر از صاحبنظران که در طراحی و راهبری برنامههای علمی نقش داشتهاند، به دست آمد.
یافتههای این مقاله حاکی از آن است که الگوی ترویج علم در صداوسیما، ترویج علم محضِ ایدئولوژیک است. به علت محافظهکاری، دانایکلپنداری رسانه، ترجیح گفتمان آموزش به ترویج علم و سطح پایین ادراک عامّه از علم.، رسانه ناگزیر از اتّخاذ راهبردهای تریبونپنداری رسانه برای نهاد علم، پیچیدهانگاری زبان علم، کلیشهسازی علمی و تولید ابزار نمادین قدرت میشود که به پیامدهایی مانند تحریف علم، خلط علم و شبه علم و عدم ورود علم به حوزهی عمومی منتهی میشود. درحالیکه چنانچه رسانه در تعریف خود از علم بازنگری نموده و رویکرد غیرسیاستزده، انتقادی و مبتنی بر مشارکت همگان در بازتولید علم اتّخاذ کند، از طریق سادهسازی و جذابسازی علم، پیوند عموم با علم محقق شده و مرجعیت علمی برای سازمان صداوسیما به همراه خواهد داشت.
اردشیر زابلی زاده، مرتضی شمس، رضا شوکتی، دوره 9، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
هدف این پژوهش، ارزیابی عملکرد شبکه تلویزیونی ایران کالا در اتخاذ رویکرد اقتصاد مقاومتی، از دیدگاه خبرگان است. جامعه آماری پژوهش، متخصصان و نخبگان جامعهشناسی، اقتصاد، فرهنگ و رسانه هستند که بیننده این شبکه تلویزیونی در سال 1397 بودهاند. از میان اعضای در دسترس این مجموعه به عنوان چارچوب نمونهگیری، با نمونهگیری هدفمند، 100 نفر انتخاب شدند. ابتدا با مطالعات اسنادی، عاملهای مرتبط برای ارزیابی عملکرد شبکه ایران کالا در ترویج اقتصاد مقاومتی استخراج شدند. سپس بر اساس الگوی ارزیابی «سیپ» و بوسیله پرسشنامه، دادهها از نمونه پژوهش جمعآوری و در 4 بخش زمینه، درونداد، فرآیند و برونداد، مورد تحلیل قرار گرفتند. بر اساس نتایج، عملکرد شبکه ایران کالا در ترویج اقتصاد مقاومتی در جامعه با میانگین «10/3» از «5»، در سطح نسبتاً مطلوبی قرارد. جهت رسیدن به سطح مطلوب پیشنهاد میشود اهداف این شبکه تلویزیونی در خصوص ترویج اقتصاد مقاومتی در جامعه، مورد بازنگری و بازنویسی مجدد قرار گیرد و این شبکه تلویزیونی در تولیدات خویش، برنامهریزی مدون با هدف فرهنگسازی اقتصاد مقاومتی و نفوذ بیشتر آن به مباحث روزمره مردم، آگاهسازی مردم و مسئولین از کمبودها و امکانات مورد نیاز کشور در مسیر توسعه اقتصادی و نگاه درونزا به حل مشکلات اقتصادی کشور را مورد توجه قرار دهد.
میثم سام بند، علی اکبر فرهنگی، جمشید صالحی صدقیانی، محمدرضا قائدی، دوره 9، شماره 3 - ( 10-1399 )
چکیده
از نگاه توسعه انسانی، هر انسانی به مثابه ظرفیتی است که فعلیت آن جز از مسیر توانمندسازی فردی محقق نمیشود. یکی از اصلی ترین روش های توانمندسازی فردی، محدودسازی فقر می باشد که متأثر از نهادهای مختلفی همچون رسانههای جمعی است. از این میان، ویژگیهای خاص تلویزیون به اندازهای است که به عنوان عاملی در توسعه انسانی مطرح است. هدف اصلی این پژوهش، پاسخ به این سؤال اصلی است که چگونه میتوان از مجرای تلویزیون جهت نهادینهسازی برنامههای توسعه انسانی استفاده کرد؟ این پژوهش کیفی، با استفاده از روش گراندد تئوری انجام گرفته است. گردآوری داده ها از طریق بررسی اسنادی و مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با سیزده نفر از صاحبنظران حوزه ارتباطاتتوسعه و رسانه، بهدست آمد. یافتهها چهار کارکرد اصلی را در این زمینه برای تلویزیون نشان میدهد. کارکرد اول، فراهمسازی بستر است که زمینه آزادی فرصت برای توانمندسازی فردی را مهیا مینماید. دومین کارکرد مربوط به فراهمسازی شرایط علّی توانمندسازی فردی است. فراهمسازی عوامل میانجی توسعه توانمندسازی فردی، سومین کارکردی است که شناسایی شد. کارکرد چهارم نیز، بهکارگیری استراتژی تغییر مبتنی بر پیش فرض انسان به عنوان فاعل مشخص گردید. بر اساس نتایج مشخص میشود، این رسانه از طریق فرایند توانمندسازی فردی بر توسعه انسانی جامعه اثرگذار است.
|
|
|
|
|
|