|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای مرگ
سیدعلیرضا افشانی، علی روحانی، نگین نعیمی، دوره 8، شماره 2 - ( 8-1398 )
چکیده
مواجهه با مرگهای غیرمنتظرۀ از سختترین مواجهات بشر در طول تاریخ قلمداد میشود. در چند سال اخیر، فضای مجازی پویاییهای مربوط به این مواجهه را تحتتاثیر قرار داده است و اکثر داغدیدگان علاوه بر فضای واقعی، در فضای مجازی هم با متوفی و سایر افراد در مورد فقدانشان برهمکنش دارند. برهمیناساس این مطالعه به منظور کشف فرایند حضور داغدیدگان در فضای مجازی و دستیابی به فهمی عمیق از نقش فضای مجازی در زندگی داغدیدگان، براساس رویکرد کیفی و نظریۀ زمینهای طراحی شد. دادههای مورد نیاز با استفاده از مصاحبههای عمیق از زنان داغدیده یزدی که حداقل چهار ماه و حداکثر چهار سال از فوت عزیز/عزیزانشان میگذشت، گردآوری شد. سپس دادهها طی سه فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی مفهومپردازی و تجزیه و تحلیل شد. یافتههای پژوهش نشان داد که پدیده مرکزی پروفایلهای داغدیده است. پروفایلهای داغدیده رخداد فقدان و یادبودهای مجازی را بازنمایی میکنند. در مواجهه با پروفایلهای داغدیده، داغدیدگان با اتخاذ استراتژیهایی چون سوگپایی و واسازی معاشرتهای مجازی، پیامدهایی را تجربه و درک میکنند. در این مسیر آنها در نهایت به بازاندیشی فقدان در فضای مجازی میپردازند.
ابوتراب طالبی، مرتضی رستمی، مرتضی قلیج، دوره 9، شماره 2 - ( 8-1399 )
چکیده
متن پیش رو شرحی است بر نسخ و فسخ مجازاتِ مرگ در جهان مدرن و تبیینهایی که نظرگاههای جامعه شناختی گوناگون برای این زوال پیش کشیده اند. بخش نخست توصیفی است از مجازات مرگ در جهانِ پیشامدرن، جهانی که میتوان جهان وفور این سنخ از مجازات دانست، بخش دوم شرح افول بختِ این مجازات در جوامع انسانیست، این که چگونه کشتیبانان جهان مدرن را سیاستی دگر آمده و بازار این مجازات از رونق افتاده است. بخش سوم سنخ شناسی تئوریهای جامعه شناختیای است که دست در تبیین این تغییر بردهاند. سنخِ نخست کارکردگرایان ملهم از دورکهایماَند که ریشهی افول مجازات مرگ را در تغییر جنسِ انسجامِ اجتماعی میدانند. گروه دوم جامعه شناسان مارکسیستی هستند که پای اقتصاد سیاسی مجازات مرگ را در میان می کشند، دستهی سوم اصحاب قدرت اندیشِ فوکو هستند که تکنولوژی قدرت مسلطِ عصر را مسئول به کارگیری و به کارناگیری مجازات مرگ میخوانند. دستهی چهارم اما کسانی هستند که متغیری ذاتاً فرهنگی را عاملِ چنین تغییری دانستهاند، و براین باورند که به تدریج و با فرا رسیدن عصرِ مدرن، ساختارِ احساسات آدمیان دچار تغییر شده و انسان مدرن هابیتوسی دیگرگون را پرورانده و بدین سبب رفتار با بدنِ مجرمان، معنا و فرمی تازه یافته است.
|
|
|
|
|
|