|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
4 نتیجه برای رشید
اصغر عسکری خانقاه، اعظم خورشیدی، دوره 2، شماره 3 - ( 11-1392 )
چکیده
مزارها
متناسب با فرهنگ و تفکرات انسانی در هر منطقهای شکل میگیرند. بر مزارها از
نقوش مختلف انسانی، گیاهی، حیوانی گرفته تا نقوش هندسی، اسلیمی و غیره ترسیم میشوند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی مردمشناختی نقوش گیاهیِ مزارهای آرامگاه میرزا کوچک در
محلّهی سلیمانداراب رشت انجام شده است. با تغییر و تحولِ مزارها در گذر زمان،
بخشی از فرهنگ مردم دچار دگرگونی و حتی گاهی منسوخ میشود؛ از این رو، پژوهش در
این امر ضرورت مییابد. دادهها به روش مردمشناسی ژرفانگر و از طریق مشاهدهی
مشارکتی مستقیم در محل تحقیق گردآوری شده و بهعنوان
نمونه از 2064 فقره از مزارها عکس فراهم آمده است. این پژوهش در چارچوب مکتب
کارکردگرایی مالینوسکی انجام شده و دادهها به روش توصیفی- تحلیلی مورد تجزیه و
تحلیل قرار گرفتهاند. حاصل کار اینکه نقوش گیاهی مزارهای این آرامگاه با فرهنگ
ایرانی و بومی رشت رابطهای عمیق دارند و برخی از آنها مانند: ساقههای گندم و
برنج از اعتقادات و باورهای مردم منطقه نشأت میگیرند.
زهرا رشیدی، دوره 7، شماره 3 - ( 11-1397 )
چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی چالشهای توسعه اجتماعی اعضای هیات علمی به واکاوی پدیده زورگویی پرداخته است. بدین ترتیب تلاش شد تا جنبههای مختلف این مسائل با توجه به بافت حاکم بر نهاد دانشگاه در ایران واکاوی و بازنمایی شود. پژوهش حاضر درچارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحقیق نظریه مبنایی(با نگاه سیستمی اشتراوس و کوربین) صورت گرفته است. برای جمعآوری دادهها از اطلاع رسانها، مصاحبههای عمیق و غیر رسمی مورد استفاده قرار گرفت و انتخاب اطلاع رسانهای پژوهش به صورت هدفمند و با استفاده از راهبردهای نمونهگیری با حداکثر تنوع و نمونهگیری نظریهای صورت پذیرفت. اطلاع رسانهای پژوهش شامل 32 عضو هیات علمی(استادیار، دانشیار، استاد) دانشگاههای جامع شهر تهران بودند. تحلیل دادههای حاصل درسه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت پذیرفت تمهای بدست آمده است. بر اساس یافتهها، پدیده زورگویی در روابط اعضای هیات علمی در آموزش عالی ایران دارای ابعاد کلامی، جسمانی یا روانی و اجتماعی میباشد. این پدیده به دلیل شرایط سازمانی و فردی ظهور یافته و منجر به واکنشهایی چون اجتناب، تقابل، پذیرش شده است. این واکنشها تحت تاثیر پاسخ مسئولان، تاب آوری و باورهای رایج (شرایط مداخلهگر)، ساختارو فرهنگ دانشگاهیبروز پیدا کرده و منجر به آسیبپذیری شغلی،فردی،اجتماعی و اقتصادی شدهاند.
جلیل تجلیل، نگار رشید، علی محمد سجادی، دوره 7، شماره 3 - ( 11-1397 )
چکیده
یکی از حوزههای اصلی جامعهپذیری، تقویت و بازتولید هویّت ملّی است؛ ضرورت این امر در جوامعِ در حال توسعه به دلیل وقوع تحوّلات مداومِ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، بیشتر از دیگر جوامع احساس میشود. در ایران توجّه به هویّت ملّی، همزمان با آشنایی ایرانیان با مظاهر فرهنگ غرب مطرح شد. در این میان، شاعران و نویسندگان در باززایی و تعمیق هویّت ملّی و ترسیم مرزهای این هویّت، نقش مؤثّری ایفا نموده و بسیاری از مؤلفههای آن را در اشعار خویش بازنمایی کردهاند. نوشتار حاضر میکوشد با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی، نسبت متن و فرامتنهای سیاسی-اجتماعی را در شعر دورهی مشروطه بررسی کند و ضمن برجستهسازی و تحلیل مهمترین مؤلّفههای هویّت ملّی در شعر این دوره، نقش شاعران مشروطه را در باززایی هویّت ملّی تبیین نماید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که شاعران این دوره، به شاخصههای هویّتبخشیِ ایرانیان توجّه ویژهای داشتهاند؛ بهخصوص آنکه ماهیّت انقلابی و توسعهگرایانهی شعر مشروطه نیازمند تقویت همگرایی جمعی و هویّت ملّی بوده است. همچنین این شاعران تحتتأثیر شاهنامه و جریان گفتمانیِ غالب در دورهی پیشامشروطه و مشروطه، بر سه مؤلّفهی وطن مشترک، تاریخ مشترک و زبان مشترک بهعنوان مهمترین مؤلّفههای هویّت ملّی تأکید کرده و در تثبیت گفتمان ملّیگرایانه در جامعهی ایرانی، تأثیر بسزایی داشتهاند.
زهرا رشیدی، سمیه فریدونی، دوره 8، شماره 1 - ( 5-1398 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی عاملیت اجتماعی دختران دانشجو در گذار تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه که در ازای گسترش کمّی دانشگاههای طی نزدیک به دو دههی گذشته در ایران رخ داده، در سپهر فلسفی تفسیر گرایی و رویکرد کیفی، با استفاده از روش پدیدارشناسی است. ابزار جمعآوری داده مصاحبهی عمیق بدون ساختار بود. مشارکتکنندگان 60 نفر از سه گروه اعضای هیات علمی، فعلان اجتماعی و دختران دانشجو از چهار استان گیلان، قم، کردستان و سیستان و بلوچستان بودند که با راهبردهای نمونه گزینی هدفمند در دست رس و نمونه گزینی با حداکثر تنوع برگزیده شدند. دادهها بر اساس راهبرد هفت مرحلهای کلایزی تحلیل شده و و از راهبردهای بازبینی اعضا و چند سویه سازی منابع برای افزایش صحت پژوهش استفاده شده است.یافتهها نشان میدهد اگرچه برخی از مشارکت کنندگان برخی «آسیبهای ناشی از آموزشهای دانشگاهی زنان» را جدی می دانند اما با این حال به باور آن ها، دگرگونی ها در حوزه ی زنان و تغییرات اجتماعی که در گرو عاملیت اجتماعی زنان به وجود آمده نقطه ی عطف پیامد های حاصل از افزایش دسترسی آموزش عالی در کشور است.«دگرگونی باورها»،«سبک جدید زندگی برای زنان»،«کمرنگ شدن کلیشههای جنسیتی»،«درک هویت جدید برای دختران» و «افزایش احساس توانمندی» از نمونههای این دگرگونیها هستند.
|
|
|
|
|
|