[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
11 نتیجه برای خانواده

مریم رفعت‏ جاه، فاطمه خیرخواه،
دوره 1، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده

در فرهنگ ایرانی، فعالیت اقتصادی زنان ضروری دانسته نمی شود، زیرا مرد نان­آور خانواده به شمار می­آید. از طرف دیگر توانایی­های زنان به فعالیت­های خانگی محدود  نمی­شود و این قابلیت را دارند که در عرصه­ی اجتماع نیز به فعالیت بپردازند و اشتغال برای آنان صرف­نظر از استقلال مالی، دارای اهمیت اجتماعی و روانشناختی است. به علاوه دست­یابی به توسعه­ی پایدارمستلزم مشارکت همه­ی آحاد مردم است. از این رو در پژوهش حاضر بر آن شدیم که با بهره­گیری از تجربه و تخصص مدیران اجرایی سازمان­ها، موانع و مشکلات اشتغال زنان را شناسایی و راه­کارها و شرایط مناسب برای اشتغال بهینه زن ایرانی معرفی کنیم. این مدیران به­گونه­ی هدف­مند از میان مدیران شاغل در سازمان­های شهر تهران انتخاب شدند. روش تحقیق ترکیبی(کمّی و کیفی) بوده و داده­ها با پرسش­نامه و مصاحبه گردآوری شده است. بر اساس یافته­ها همه­ی مدیران به اهمیت اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی اشتغال زنان باور داشتند. اما زنان بر ضرورت اقتصادی و مردان بر ضرورت اجتماعی اشتغال زن تأکید بیش­تری داشتند. هم­چنین نظر غالب مدیران اعم از زن و مرد این بود که اشتغال زنان هم خود آنان و هم جامعه را منتفع می­سازد، از این رو شایسته است موانع ساختاری و فرهنگی اشتغال آنان رفع و شرایط مناسب برای اشتغال بهینه­ی آنان فراهم شود.

>


علی شادمان قادی، شاه عصمت ا... شاه نظر،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1392 )
چکیده

یکی از دغدغه ­های همه­ی دولت­ها و ملت­ها، حفظ هویت ملی است. دوام و بقای میراث فرهنگی، تاریخی و هم­چنین گام نهادن در راه توسعه­ ی همه جانبه در گرو ساخت هم­ساز و یک­پارچه اجتماعی است. درک متقن و عمیق منابع هویت ملی نیل به هدف یاد شده را مقدور می­سازد. در همین زمینه بررسی ظرفیت نهاد خانواده در تقویت هویت ملی مطمح نظر قرار گرفت. در این زمینه برای تحقیق میدانی، دانشجویان دانشگاه آموزگاری شهردوشنبه تاجیکستان انتخاب شدند. (البته انجام پژوهش­های مشابه برای سنجش دیگر منابع جامعه­ پذیری از جمله نهاد فرهنگی، نهاد دین، نهاد سیاست و... در جای خود می­تواند مؤثر باشد که زحمت پژوهشگران دیگر را می­طلبد). تحقیق پیش رو با استفاده از ابزار پرسش­نامه از 373 نفر از دانشجویان دانشگاه مذکور (با بهره­ گیری از فرمول کوکران) به­ صورت تصادفی برگزیده و اطلاعات توسط محقق جمع­ آوری گردید. پس از آن با بهره­ گیری از نرم افزار spss داده­ها تجزیه و تحلیل شد. در پایان نتایج به­ همراه پیشنهادها ارائه شده است.


حسین محمودیان، د ترکاشوند مرادآبادی،
دوره 2، شماره 4 - ( 2-1393 )
چکیده

خانواده به­عنوان یک نهاد اجتماعی تحولات زیادی را در ده­های گذشته تجربه کرده است. این تحولات وضعیت همه­ی افراد خانواده مخصوصاً فرزندان را دگرگون کرده است. این مقاله بر آن است تا با استفاده از داده‌های پیمایش گذران وقتِ که در سال‌های 1387 و 1388 در زمینه خانوارهای شهری ایران انجام شده است، به بررسی أثر اشتغال مادر بر کسب سرمایه‌ی ‌انسانی فرزندان 15 تا 19 ساله بپردازد. نتایج نشان داد که فرزندان مادران شاغل، مدّت زمان بیش­تری را به کسب سرمایه‌ی ‌انسانی می‌پردازند؛ چرا که درآمد حاصله از کار مادر منبع خوبی برای سرمایه‌گذاری در سرمایه‌ی ‌انسانی فرزندان است. این نتایج منطبق با مطالعات پیشین بوده است. در بررسی بیش­تر نتایج، نشان داده شد اثر اشتغال مادر با اثر میزان تحصیلات وی پیوند می­خورد. اکثر مادران شاغل دارای تحصیلات نسبتاً بالایی بودند. اشتغال و سواد مادر در تعامل با هم­دیگر تأثیر مضاعفی را بر سرمایه‌ی ‌انسانی فرزند اعمال می­کند. بررسی رتبه­ی شغلی و مقدار زمان کار مزدی مادران شاغل نیز اثر مثبت درآمد حاصله از اشتغال بر کسب سرمایه‌ی ‌انسانی فرزندان را نمایان ساخته است. 


محمود شارع پور، فاطمه آرمان،
دوره 3، شماره 1 - ( 5-1393 )
چکیده

سرمایه­ی اجتماعی یکی از انواع سرمایه­ی فرد در کنار سرمایه­ی اقتصادی و سرمایه­ی فرهنگی محسوب می­شود که فرد از طریق آن به منابع و حمایت­های موجود در گروه­های مختلف و جامعه دسترسی می­یابد. هدف اصلی این پژوهش، مطالعه­ی سطوح مختلف سرمایه­ی اجتماعی زنان و مردان در تهران است. فرض بر این است که زنان و مردان به دلیل تفاوت­های فرهنگی و اجتماعی و به دلیل نابرابری­های جنسیتی، دارای سرمایه­ی اجتماعی متفاوت هستند. این پژوهش به تحلیل ثانویه­ی داده­های جمع آوری شده در شهر تهران پرداخته که این داده­ها در مرداد و شهریور 1387 از سوی دانشگاه علوم پزشکی ایران، سازمان بهداشت جهانی، شهرداری تهران و جهاد دانشگاهی در سطح کلیه­محلات شهر تهران در قالب پروژه­ی «ابزار ارزیابی و پاسخ گویی عدالت در حوزه­ی سلامت شهری» جمع آوری شده است. تعداد نمونه­ی این پژوهش بالغ بر 20670 نفر از شهروندان بالای 18 سال ساکن شهر تهران است. نتایج پژوهش حاکی از این است که از لحاظ میانگین سرمایه­ی اجتماعی خانواده و خویشاوندان در میان زنان و مردان تفاوت معنی­داری وجود ندارد؛ در حالی که از نظر میانگین سرمایه­ی اجتماعی دوستان، محله و سرمایه­ی اجتماعی کل میان مردان و زنان تفاوت معنی­داری وجود داشت. بدین معنی که مردان از میانگین سرمایه­ی اجتماعی دوستان، محله و کل بیش­تری نسبت به زنان برخوردار بودند.


طلعت اله یاری، نامدار حسینی،
دوره 3، شماره 1 - ( 5-1393 )
چکیده

هدف از انجام این پژوهش کسب شناخت در باره­ی تأثیر عملکرد خانواده بر میزان بروز رفتارهای خرابکارنه در دانش آموزان دبیرستانی شهر جوانرود از توابع استان کرمانشاه بوده است. روش تحقیق توصیفی هم­بستگی از نوع میدانی (پیمایشی) است. جمعیت آماری را کلیه­ی دانش آموزان دختر و پسر دوره­ی اول، دوم و سوم دبیرستان در شهر جوانرود استان کرمانشاه تشکیل می­دهد و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 357 نفر از آنان به عنوان حجم نمونه با استفاده از روش نمونه­گیری خوشه ای چند مرحله­ای انتخاب شده­اند. ابزار گرد آوری داده­ها پرسش­نامه استاندارد   مک مستر برای عملکرد خانواده و پرسش­نامه­ی محقق ساخته برای رفتارهای وندالیستی است. یافته­ها نشان می­دهد میان میزان کلی عمکلرد خانواده و شاخص های سه گانه­ی آن( ایفای نقش های خانوادگی، حل مشکل و میزان ابراز عواطف در خانواده) با متغیّر میزان بروز رفتارهای وندالیستی ارتباط معکوس وجود دارد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیونی، میزان حل مشکل در خانواده­ی دانش آموزان با بتای 737/0-، میزان ابراز عواطف در خانواده با بتای 692/0- و میزان ایفای نقش­های خانوادگی با بتای 069/0 به ترتیب بیش­ترین سهم را در تبیین متغیّر وابسته رفتارهای خرابکارانه دانش آموزان دارند.


شراره مهدی‌زاده، فاطمه رضایی،
دوره 3، شماره 2 - ( 8-1393 )
چکیده

این مقاله با تأکید بر آرای گربنر، فستینگر و گیدنز، به‌دنبال بررسی رابطه‌ی میزان تماشا، نوع برنامه، نگرش به چهره و ظاهر زنان در ماهواره با مدیریت بدن و پیوند آن با رضایت از بدن، عزت نفس، نگرش خانواده و نگرش دوستان است. برای این منظور نمونه‌ی 410 نفری از زنان جوان 18 تا 29 سال شهر تهران با استفاده از شیوه‌ی نمونه‌گیری خوشه‌ای سه مرحله‌ای انتخاب شد. روش تحقیق در این پژوهش، پیمایش و ابزار اصلی گردآوری اطلاعات در آن، پرسش‌نامه است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها در این اثر، حاکی از وجود رابطه‌ای معنادار و مستقیم میان میزان تماشا، نوع برنامه‌ها و نگرش به چهره و ظاهر زنان در ماهواره و مدیریت بدن است. هم‌چنین یافته‌ها نشان می‌دهد که میان نگرش دوستان هم با رضایت و هم با مدیریت بدن رابطه دارد. عزت نفس نیز با رضایت از بدن رابطه دارد.
علی اصغر فیروزجائیان، محمد اسماعیل ریاحی، منصوره محمدی دوست،
دوره 5، شماره 3 - ( 11-1395 )
چکیده

 در گذشته روند تصاعدی میزان طلاق بطور کاملا چشم گیری باعث شد که از دیگر آسیب های خانوادگی غافل شویم. یکی از این آسیب های جدی طلاق عاطفی است که مهمترین عامل از هم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه، یعنی خانواده می باشد.بر این اساس مقاله ی حاضر در صدد است با تاکید بر اختلال عوامل رابطه ای درون خانوادگی (بی نظمی) به بررسی عوامل موثر بر طلاق عاطفی در شهر نوشهر بپردازد. روش تحقیق از نوع پیمایشی و ابزار سنجش آن پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری شامل کلیه زنان و مردان متأهل شهر نوشهر می باشد. حجم نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران 384 نفر برآورد شده است. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید. نتایج تحقیق نشان داد که طلاق عاطفی با متغیرهایی چون عدم همفکری مشترک، عدم همگامی مشترک، عدم همبختی مشترک و عدم همدلی مشترک رابطه ای معنادار دارد. همچنین با توجه به مدل ساختاری ارائه شده همه این متغیرها57 درصد از تغییرات متغیر وابسته( طلاق عاطفی) را تبیین کرده اند.


یعقوب فروتن، سمیه میرزایی،
دوره 8، شماره 3 - ( 11-1398 )
چکیده

هدف اصلی تحقیق حاضر این است تا برخی از مهمترین زمینه های فرهنگی-جمعیت شناختی مرتبط با اعتماد اجتماعی را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد.  در این تحقیق، بمنظور شناخت بهتر و فهم دقیقتر موضوع اعتماد اجتماعی، آن را در سه عرصه و لایه عمده اعم از عرصه خانواده یا اعتماد به والدین و فرزندان، عرصه اجتماع  یا اعتماد به بستگان و دوستان، و عرصه مدیریت و سیاست یا اعتماد به مدیران و مسئولان موسوم به اعتماد نهادی مورد بررسی قرار داده ایم. در مجموع، یافته های این تحقیق نشان داده است که میزان اعتماد اجتماعی در عرصه خانواده حدود 95 درصد، در عرصه اجتماع در حدود دو سوم، و در عرصه سیاست  یا اعتماد نهادی نیز در حدود یک سوم می باشد. علاوه براین، یافته های این تحقیق نشان داده است که اگرچه متغیرهای جمعیت شناختی و اجتماعی فاقد تاثیرات تعیین کننده ای بر اعتماد اجتماعی در عرصه خانواده می باشند، اما دو عرصه دیگر اعتماد اجتماعی بویژه اعتماد نهادی بطور چشمگیری تحت تاثیر سه دسته تعیین کننده های اصلی مشتمل بر تعیین کننده های جمعیت شناختی مانند سن، محل سکونت، جنس و تحصیلات وهمچنین متغیرهای مرتبط با مؤلفه‌های دینداری و نگرش جنسیتی است. 
لیدا هاتفی راد، مهربان پارسامهر، علی روحانی،
دوره 9، شماره 4 - ( 1-1400 )
چکیده

ساختار قدرت در خانواده در شکل‌گیری روابط مطلوب بین اعضای خانواده نقش مهمی ایفا می‌کند و می‌تواند چگونگی فرایند گفت‌وگو را جهت دهد. پژوهش حاضر برآن است ساختار قدرت را با تأکید بر چگونگی شکل‌گیری گفت‌وگو در بستر خانواده‌های یزدی مورد کندوکاو قرار دهد. براساس نوع سوال پژوهش از روش‌شناسی کیفی و باتوجه ‌به فرایندی بودن مسئله از روش نظریه زمینه‌ای استفاده شد. با استفاده از نمونه‌گیری نظری، 31 نفر از زوجین خانواده‌‌های متعارف شهر یزد انتخاب شدند و با آن‌ها مصاحبه‌های عمیق انجام شد. سپس اطلاعات گردآوری شده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. در مرحله کدگذاری باز داده‌های تحلیل شده در قالب 60 مقوله فرعی، 25 مقوله اصلی و یک مقوله هسته‌ای با عنوان « تبلور مردسالاری همدست در گفت‌و‌گوهای خانوادگی» ارائه گردید. سپس در مرحله کدگذاری محوری، مدل پارادایمی پژوهش و در مرحله کدگذاری گزینشی، طرح‌واره نظری پژوهش ارائه شد. تبیین نتایج نشان می‌‌دهد که ساختار قدرت در خانواده، هرچند همچنان در فضای عمومی جنسیت زده اعمال می‌شود اما با تغییراتی مواجه بوده است. این تغییرات غالباً با حرکت از مردسالاری هژمونیک به سوی مردسالاری همدست بوده و گفت‌وگوپذیری در این بستر همراه با سازش یا گذار اولیه از مردسالاری همدست می‌باشد.
معصومه اسمعیلی، مجید رادفر، علی باصری،
دوره 10، شماره 1 - ( 6-1400 )
چکیده

    ظهور شبکه­ های اجتماعی به ­عنوان یک فضای نوین، جذاب و فراگیر، ابعاد و ساختار جامعه را دگرگون ساخته است؛ درنتیجه هویت­ های پیشین را متحول و به خلق هویت ­های جدیدی دامن زده ­است. این دگرگونی ­ها به ­طور مستقیم و غیرمستقیم زندگی جوانان را تحت تأثیر قرار داده ­اند. مقاله ­ی حاضر بر آن است که شبکه­ های اجتماعی با هویت فرهنگی جوانان و خانواده ­های آنان دارای رابطه­ ی متقابل است. بدین منظور بر مبنای چارچوب­ های نظری هویت و رسانه ­ها و روش تحقیق نظریه ی داده­ بنیاد، به بررسی  تأثیر شبکه ­های اجتماعی بر هویت فرهنگی جوانان پرداخته است. جامعه­ ی آماری این پژوهش، دانش­جویان دانشکده­ ی علوم اجتماعی دانشگاه آزاد تهران مرکز می­ باشد. نتایج این پژوهش بر اساس 52 مفهوم و 5 مقوله­ ی به ­دست ­آمده نشان داد که شبکه ­های اجتماعی به ­عنوان یک رشته از فرآیندهای محرکه­ ای هستند که به­ طور اساسی، نظم اجتماعی، فرهنگی، هویت، روابط افراد، خانواده ­ها را دگرگون و پدیده ­هایی همچون فردگرایی­، ­کاهش اقتدار والدین، ازخودبیگانگی­، ­اضطراب در حال گسترش هستند.

دکتر حسین نازک تبار، دکتر شهرام ملانیا جلودار، آقای حسین نیک اندیش،
دوره 10، شماره 2 - ( 9-1400 )
چکیده

هدف این پژوهش بررسی تأثیر سرمایه‌ی فرهنگی و سرمایه‌ی اجتماعی بر پایداری خانواده در بین زوجین شهر چهاردانگه بود. روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود که به روش پیمایشی انجام گردید. جامعه­ ی آماری زوجین ساکن در شهر چهاردانگه منطقه ­ی صنعتی و تجاری در نیمه­ی دوم سال 99 بود. بر اساس فرمول کوکران تعداد 200 نفر به­عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و روش نمونه‌‌گیری تصادفی خوشه‌ای بود. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش­نامه­ ی محقق­ ساخته بود که آلفای محاسبه ­شده برای هریک از متغیرها بالاتر از 70/0 و پایایی پرسش­نامه در حد قابل قبول به­ دست آمد. تحلیل داده‌ها در دو سطح توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم ­افزارSPSS  نسخه ­ی 24 انجام شد. نتایج نشان داد که سرمایه‌ی اجتماعی و هریک از ابعاد آن شامل میزان اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی و همچنین سرمایه‌ی فرهنگی و هر یک از ابعاد آن شامل سرمایه‌ی فرهنگی تجسم­ یافته، سرمایه‌ی فرهنگی عینیت ­یافته و سرمایه‌ی فرهنگی نهادینه­ شده بر پایداری خانواده در بین زوجین شهر چهاردانگه تأثیر معنادار مثبتی داشته‌اند. به ­طوری­که سرمایه‌ی اجتماعی و سرمایه‌ی فرهنگی با ابعادشان توانسته‌‌اند 82 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین نمایند. اما نتایج نشان داد که جنسیت تفاوت معناداری در پایداری خانواده نداشته است.


صفحه 1 از 1     

مجله علمی پژوهشی مطالعات توسعه اجتماعی فرهنگی Quarterly Journal of Socio - Cultural Development Studies
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 35 queries by YEKTAWEB 4540