|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
4 نتیجه برای اوقات فراغت
محسن شاطریان، امیر اشنویی، محمود گنجی پور، دوره 1، شماره 1 - ( 5-1391 )
چکیده
وحید شالچی، محدثه ضیاچی، دوره 3، شماره 1 - ( 5-1393 )
چکیده
اقتضائات متفاوت گروههای سنی مختلف از سویی و تفاوتهای نسلی ناشی از تفاوت تجربههای تاریخی از سوی دیگر سبب میشود تا گروههای سنی مختلف تمایلات، نیازها و گرایشهای مختلفی در سبک زندگی داشته باشند. از این روی سیاستگذاری فرهنگی برای گروههای سنی مختلف میباید متفاوت باشد و با عطف توجه به این تفاوتها صورت پذیرد. این مقاله به بررسی تفاوتهای سبک زندگی و همچنین احساس نیاز گروههای مختلف سنی شهروندان منطقه ی 1 تهران میپردازد. پرسش این مقاله این است که سبک زندگی شهروندان منطقه ی 1 بر حسب گروههای مختلف سنی چگونه تفاوت میپذیرد؟ یافتههای این مقاله برآمده از پیمایشی است که با نمونهگیری احتمالی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه در این منطقه انجام شده است. نتایج نشان میدهد که تفاوتهای قابل ملاحظهای به لحاظ گروههای سنی وجود دارد از آن جمله نوع ورزش، چگونگی ورزش کردن، میزان ورزش، میزان استفاده از برنامههای فرهنگی و اجتماعی، تمایل به مضامین برنامهها، تمایل به مشارکت، میزان رضایت از برنامههای فرهنگی و اجتماعی با تغییر نسل تفاوت میکند.
مریم رفعت جاه، زینب وفادار، دوره 3، شماره 2 - ( 8-1393 )
چکیده
در اثر گسترش مدرنیته از یک سو ناظر پیدایش دینداریهای متنوع و هویتهای دینی جدید و از سوی دیگر رواج سبکهای مدرن زندگی در کشورمان هستیم. در این شرایط از آنجا که در جامعهی ما دین و هویت دینی همواره نقشی تعیین کننده در نگرشها،گزینشها و اعمال افراد دارند مطالعهی نقش باورهای دینی در مواجهه با فرهنگ و سبک زندگی مصرفگرای مدرن در جامعهی کنونی ایران ضروری مینماید. این پژوهش بر روی زنان تنکابنی انجام گرفته و در آن سعی شده پذیرش یا مقاومت این زنان در مقابل فرهنگ مصرف گرا و یا نحوهی ترکیب آن با فرهنگ دینی که همواره به اعتدال در مصرف توصیه میکند مورد واکاوی قرار گیرد. شیوهی نمونهگیری هدفمند بوده و افراد براساس میزان پایبندی دینی و اشتغال در 4 تیپ جای گرفته و مورد مطالعه واقع شدند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که میان دینداری و سبک زندگی زنان تنکابنی مورد مطالعه ارتباط وجود دارد، یعنی هر چه میزان دینداری افراد بیشتر بوده، کمتر ازسبک های مدرن زندگی پیروی کردهاند. به علاوه مقایسهی سبک زندگی و دینداری زنان مذهبی شاغل و غیرشاغل نشان میدهد که اشتغال در رویکردهای مصرفی و شیوهی زندگی این زنان تفاوت عمدهای ایجاد نمیکند و در هر دو تیپ گرایش دینی در انتخابهای زندگی روزمره تأثیر بیشتری داشته است. همچنین سبک زندگی زنان شاغل با سبک زندگی زنان غیرشاغل متفاوت بوده، زنان شاغل که سطح تحصیلاتشان نیز بالاتر بوده فراغت خود را غالباً بیرون از خانه و با برنامهریزی سپری کرده، تقسیم کار خانگی در منزل آنان غالباً مشارکتی بوده و در خرید و مصرف کالا بیشتر به معیارهای کاربردی توجه میکردند. در مقابل زنان غیرشاغل اوقات فراغت شان غالباً در خانه و بدون برنامه ریزی سپری شده، تقسیم کار خانگی در آنان عمدتاً جنسیتی و غیرمشارکتی بوده و غالب آنان در خرید کالا ضمن لحاظ کردن معیارهای کاربردی به معیارهای ظاهری و مد بودن آن نیز اهمیت می دادند.
خانم ندا خداکرمیان گیلان، آقا محمد جواد سامانی نژاد، دکتر محسن نیازی، دوره 11، شماره 1 - ( 5-1401 )
چکیده
کالا و خدمات فرهنگی، به شیء و یا خدماتی قابل استفاده و مفید که توسط افرادی از جامعه، برای ارضاء نیازهای فرهنگی سایرین، تولید و ایجاد گردد و در فرآیند مبادله، با کالاها و خدمات دیگران اعم از فرهنگی یا غیرفرهنگی معاوضه میشود، گفته میشود. این مقاله عوامل اصلی مؤثر بر خرید کالا و خدمات فرهنگی را از طریق مدلسازی ساختاری-تفسیری شناسایی و تحلیل کرده است. روش پژوهش در این مقاله از نظر ماهیت به دلیل استفاده از هر دو روش کیفی و کمّی یعنی استفاده از شیوههای مختلف پژوهش مانند مصاحبه با صاحبنظران، پرسشنامه و سند کاوی، جزء پژوهشهای ترکیبی است. ابتدا عوامل مژثر بر خرید کالا و خدمات فرهنگی، براساس مطالعۀ ادبیات و مقایسهای پژوهشهای مرتبط و مصاحبه با خبرگان و متخصصین، شناسایی و سپس با استفاده از متدولوژی تحلیلی نوین مدلسازی ساختاری-تفسیری (ISM) روابط بین عوامل مژثر بر خرید کالا و خدمات فرهنگی، تعیین و بهصورت یکپارچه، تحلیل شده است؛ در نهایت با استفاده از تحلیل MICMAC نوع متغیرها با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر متغیرها مشخص شده است؛ بر این اساس 22 نفر از نخبگان علمی که شامل: اساتید دانشگاه، دانشجویان نخبه، فارغ التحصیلان مقطع دکتری و دانشجویان مقطع دکتری در رشتۀجامعهشناسی، روانشناسی، علوم تربیتی و مدیریت، به صورت گلوله برفی انتخاب شدند. مدل طراحی شده حاوی 15 عامل اوقات فراغت، سلیقه و ذائقه، تمایل به تمایز، فراوانی کالا و خدمات فرهنگی، جذابیت، مناسب بودن قیمت کالاها، منحصربه فرد بودن، با ارزش بودن، تبلیغات و بازاریابی، چندرسانهای بودن و دسترسی سریع و آسان، سیاستگذاری، سبک زندگی و فرهنگ مصرفی هستند که در 5 سطح طبقهبندی شدند. یافتهها نشان میدهند از میان این عوامل، اوقات فراغت، تمایل به تمایز، سلیقه و ذائقه، فراوانی کالا و خدمات فرهنگی در بازار، منحصربه فرد بودن، کسب اطلاع از آثار هنرمندان و جذابیت و مناسب بودن قیمت از بیشترین تاثیر و محرک و برانگیزنده به شمار میآیند.
|
|
|
|
|
|