|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
6 نتیجه برای توانمندسازی
منصور وثوقی، سونا حبیبی، دوره 2، شماره 4 - ( 2-1393 )
چکیده
توسعهی
روستایی باید با شرایط محیطی، فرهنگی و اجتماعی یک جامعه سازگار باشد. تحقّق توسعهی
روستایی گامی در جهت خودکفایی و بهبود وضعیت جامعه روستایی است .بنابراین توجه به زمینههای
بومی لازم است. مقالهی حاضر یک مطالعهی بنیادی و کتابخانهای
برای معرفی دانش بومی بهعنوان بستری مناسب برای بومیسازی
توسعهی روستایی است و به این موضوع پرداخته شده که با مّد
نظر قرار دادن دانش بومی و ویژگیهای آن مانند کلنگر، انباشتی، پویا و عجین با
فرهنگ یک قوم و نیز کاربرد عملی آن نه تنها توسعهی روستایی منطبق با شرایط محلی
یک اجتماع است بلکه میتوان به توسعهای درونزا دست
یافت. روستاییان نیز در سایهی ارائهی دانش و تجارب خود میتوانند
از نتایج توسعهای همه جانبه بهرهمند شوند، ضمن اینکه به
توانمندسازی روستاییان بهجای وابستگی صِرف میانجامد،
در آنان احساس امنیت، کارآمد بودن، اثرگذار بودن، ارزشمند بودن و برخورداری از حق
انتخاب ایجاد میشود
غلامحسین کرمی، کورش رضایی مقدم، دوره 4، شماره 2 - ( 8-1394 )
چکیده
موفقیت مداخلهگریهای توسعه بهدلیل ماهیت پیچیده و چندبعدی و واکنشهای مردمی در مقابل تأثیرات آنها، مستلزم توجه لازم به زمینههای اجتماعی آن اقدامات است. ارزیابی اثرات اجتماعی را میتوان مدیریت گام به گام اثرات طرحهای توسعه برای رسیدن به پایداری به خصوص در ابعاد اجتماعی نامید و هدف آن دستیابی به سطحی از توسعه است که هزینه مداخلات برنامهریزی شده را بر جوامع انسانی حداقل و منافع را حداکثر نماید. مشارکت مردمی جایگاهی محوری در ارزیابی اثرات اجتماعی دارد و نشان میدهد مردم تحت چه شرایطی آمادهاند در به ثمر رسیدن طرحهای توسعه همکاری کنند. بنابراین ارزیابی مستلزم درک دیدگاههای افراد متأثر و زمینههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی این مداخلات است. این تحقیق ضمن بررسی فلسفه و مبانی نظری ارزیابی تأثیرات اجتماعی به تحلیل نقش آن در توسعه مشارکت اجتماعی و توانمندسازی مردم، استفاده از اطلاعات و دانش کنشگران، گفتگو، مذاکره و شفافسازی در مدیریت پروژه و مدیریت تضاد میان ذینفعان پرداخته است. یافتهها نشان میدهد این رهیافت مشارکتی سعی در ایجاد تعامل سازنده در بین کنشگران نظام اجتماعی و افزایش قدرت تأثیرگذاری آنها بر مناسبات محلی و ملی در برنامههای توسعه دارد که نتیجه شکلگیری چنین فضایی، توسعهای انسانی و پایدارتر در اجتماع است.
رحمان باقری، حسن چنانی نسب، مهریار گلزاده، حسین سوری، دوره 7، شماره 2 - ( 8-1397 )
چکیده
در پی موفقیت رویکرد نظام اعتبارات خُرد در برخی مناطق روستایی جهان، طرح تشکیل صندوقهای اعتبارات خُرد زنان روستایی در ایران اجرا شد که یکی از متداولترین آنها صندوقهای قرضالحسنه است. با توجه به مسائل صندوقهای مذکور، در سالهای اخیر گونههای جدیدی از آنها در نقاط روستایی شکل گرفتهاند که بر شبکهها و پیوندهای غیررسمی مبتنی بوده و متفاوت از مدلهای رایجاند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی صندوقهای وامدهی غیررسمی و پیبردن به کارآمدی آنها در توانمندسازی زنان روستایی شهرستان کوهدشت با رویکرد کیفی و بهرهگیری از فنون مصاحبه نیمهساختیافته و عمیق، بحث گروهی متمرکز و مشاهده مشارکتی انجام شده است. مطالب و موارد بیانشده، در چند مرحله مقولهبندی و تحلیل شدند. از خلال پژوهش، سه نوع صندوق وامدهی غیررسمی شناخته شد: صندوقهای متعلق به دانشآموزان، صندوقهای مبتنی بر روابط خانوادگی- همسایگی، صندوقهای حول روابط شغلی و اداری. نتایج نشان میدهد که تشکیل این صندوقها و عضویت در آنها، میتواند به درآمدزایی و سهیمشدن زنان در داراییهای خانواده، افزایش قدرت تصمیمگیری در خانواده و در روستا، بهبود باورهای عمومی نسبت به زنان، حفظ و تداوم کار گروهی و گسترش آن به امور دیگر منجر شود. لذا صندوقهای فوق با بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی زنان در توانمندسازی آنان کارآمد میباشند.
اکرم حسینی سنگریزه، کیومرث نیاز آذری، دوره 8، شماره 3 - ( 11-1398 )
چکیده
هدف پژوهش تدوین مدلی جهت توانمندسازی مدارس با تاکید بر نظام مراقبت اجتماعی دانش آموزان می باشد. روش پژوهش آمیخته(کیفی-کمی) بود، در بخش کیفی از روش داده بنیاد و در بخش کمی از روش توصیفی از نوع پیمایشی بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی افراد متخصصان بود و در بخش کمی شامل کلیه فرهنگیان آموزش و پرورش شهرهای نکا و ناحیه یک ساری به تعداد 4171 نفر بود. روش نمونه گیری در بخش کیفی هدفمند و در بخش کمی تصادفی طبقه ای بود که تعداد 386 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته مستخرج از مصاحبه بود، تحلیل داده ها در بخش کیفی با استفاده از کد گذاری و در بخش کمی از مدل سازی ساختاری در نرم افزار PLS انجام شد. نتایج نشان داد که مدل توانمند سازی مدارس با تاکید بر نظام مراقبت اجتماعی شامل مولفه محوری توسعه مدیریت نظام مراقبت اجتماعی(هیجانی، شناختی و رفتاری)،عوامل موثر(عوامل داخلی و فرایندها)، شرایط زمینه ای(فرایندها و زیر ساخت)، مداخله کننده های(کاهشی و افزایشی)،راهبردهای(پیشگیری و اجرایی) و پیامدهای(برون سیستمی، درون سیستمی، فردی) می باشد که می تواند زمینه اعتلای نظام مراقبت اجتماعی را فراهم آورد.
میثم سام بند، علی اکبر فرهنگی، جمشید صالحی صدقیانی، محمدرضا قائدی، دوره 9، شماره 3 - ( 10-1399 )
چکیده
از نگاه توسعه انسانی، هر انسانی به مثابه ظرفیتی است که فعلیت آن جز از مسیر توانمندسازی فردی محقق نمیشود. یکی از اصلی ترین روش های توانمندسازی فردی، محدودسازی فقر می باشد که متأثر از نهادهای مختلفی همچون رسانههای جمعی است. از این میان، ویژگیهای خاص تلویزیون به اندازهای است که به عنوان عاملی در توسعه انسانی مطرح است. هدف اصلی این پژوهش، پاسخ به این سؤال اصلی است که چگونه میتوان از مجرای تلویزیون جهت نهادینهسازی برنامههای توسعه انسانی استفاده کرد؟ این پژوهش کیفی، با استفاده از روش گراندد تئوری انجام گرفته است. گردآوری داده ها از طریق بررسی اسنادی و مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با سیزده نفر از صاحبنظران حوزه ارتباطاتتوسعه و رسانه، بهدست آمد. یافتهها چهار کارکرد اصلی را در این زمینه برای تلویزیون نشان میدهد. کارکرد اول، فراهمسازی بستر است که زمینه آزادی فرصت برای توانمندسازی فردی را مهیا مینماید. دومین کارکرد مربوط به فراهمسازی شرایط علّی توانمندسازی فردی است. فراهمسازی عوامل میانجی توسعه توانمندسازی فردی، سومین کارکردی است که شناسایی شد. کارکرد چهارم نیز، بهکارگیری استراتژی تغییر مبتنی بر پیش فرض انسان به عنوان فاعل مشخص گردید. بر اساس نتایج مشخص میشود، این رسانه از طریق فرایند توانمندسازی فردی بر توسعه انسانی جامعه اثرگذار است.
مهسا تیزچنگ، زهرا نقیزاده، هایده مهدوی، ریحانه شاهولی، دوره 12، شماره 3 - ( 12-1402 )
چکیده
مسألۀ توانمندسازی زنان یکی از اساسیترین مباحث جوامع معاصر است که پیوند اجتنابناپذیری با امر توسعۀ آنها دارد. در کشور ما نیز به طور مشخص از برنامۀ چهارم توسعه، توانمندسازی زنان در زمره سیاستهای کلان و اجرایی قرار گرفته است. پیرو این امر، پژوهشهای متعددی در حوزههای مختلف تلاش داشتهاند مسألۀ توانمندسازی زنان در کشور را مورد ارزیابی و سنجش قرار دهند. هدف پژوهش حاضر فراتحلیل مطالعات صورتگرفته در حوزۀ توانمندسازی اقتصادی زنان است تا تصویری جامع از یافتهها و مشخصات مطالعات به دست آمده ارائه کند. انتخاب روش فراتحلیل کیفی، از این جهت است که امکان ارزیابی و مرور مطالعات را در دو بخش مشخصات صوری و ساختاری و نیز یافتههای محتوایی فراهم میکند. مجموع مطالعاتی که بررسی شده است، 70 مورد است و شامل انواع مقالات و پایاننامهها بودهاند که دو کلید واژۀ توانمندسازی اقتصادی و زنان را در اشتراک داشتهاند. طیفی از پایگاههای دادهای مجازی مانند نورمگز و پایگاه علوم انسانی تا کتابخانههای دانشگاههای معتبر کشور، منبع جمعآوری دادهها بودهاند. نتایج نشان میدهد از نیمۀ دهۀ 90 شمسی به این سو، با فراوانی قابل ملاحظهای از مطالعات این حوزه مواجه بودهایم که با پراکندگی رشتهای همراه بوده است و رشتههای حوزۀ کشاورزی به همراه علوم اجتماعی پیشتاز آنها هستند. روشهای مورد استفاده به طور عمده، کمی و مبتنی بر پرسشنامههای بزرگ مقیاس هستند. نتایج یافتههای توصیفی نشان میدهد که توانمندسازی اقتصادی، مقدمهای برای شروع توسعه است. سیاستهای اجرایی این حوزه به طور عمده، مقطعی، در راستای حمایتهای غیرعاملیتی (وابستهساز) و بدون توجه کافی به خاصبودگیها و مختصات متفاوت زمینههای آن اعمال شدهاند و نیاز به تمرکز بر نیازهای متفاوت زنان، هنجارهای جنسیتی و فرهنگی و زیرساختهای هر منطقه در راستای سیاستگذاری متناسب با آن وجود دارد.
|
|
|
|
|
|