|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
3 نتیجه برای طبقه
ابوالقاسم حیدرآبادی، ابراهیم صالحآبادی، دوره 3، شماره 2 - ( 8-1393 )
چکیده
تحلیل رفتار انتخاباتی یکی از کارهای ویژهی جامعهشناسی انتخابات است که پژوهشگران توانستهاند الگوهای متعددی برای رفتار انتخاباتی ارائه دهند. نظریی نوسازی نشان میدهد که علیرغم همهی مناقشات، طرفداران و مخالفان موافقاند که به طور کلی، توسعه و نوسازی به سطوح بالاتر مشارکت شهروندان منجر خواهد شد. بخشی از تأثیر نوسازی بر مشارکت سیاسی از طریق سواد انجام میگیرد. این مقاله از طریق بررسی انتقادی نتایج تحقیقات دیگر و تحلیل ثانویه و همچنین بررسی تطبیقی درون کشوری درصدد بررسی رابطهی توسعه آموزشی و مشارکت انتخاباتی است. تأثیر سواد و تحصیلات بر مشارکت انتخاباتی پیچیدهتر از آن است که نظریات نوسازی بر آن تأکید دارد. علیرغم یافتههای محققان دیگر، میان مشارکت انتخاباتی و میزان باسوادی رابطهی مثبت و مستقیمی وجود ندارد. تحلیل مقایسهی میانگین در میان دو استان ایران نشان داد که رابطهی میزان باسوادی و مشارکت انتخاباتی در سال 1376، بهصورتU وارونه است. بررسی مشارکت انتخاباتی در زیر گروهها نشان داد که رابطهی مستقم میزان تحصیلات و مشارکت انتخاباتی پیچیدهتر از نظریات نوسازی است. در رابطهی با گسترش طبقهی متوسط جدید، نتایج تحقیق نشان داد رابطهی توسعهی آموزشی و میزان مشارکت سیاسی بر حسب نوع مشاغل افراد باسواد و وابستگی آنها به دولت تعیین میشود.
وحید شالچی، عباس جنگ، دوره 5، شماره 1 - ( 5-1395 )
چکیده
این مقاله به بررسی رابطه میان فضا، طبقه و سرمایه در شهر تهران می پردازد. هدف عمده این پژوهش نشان دادن آن است که چگونه سرمایه کشور وارد بخش مسکن و مستغلات در تهران می شود و زمین شهری تهران زمینه مناسبی برای بازتولید سرمایه می شود و رابطه میان طبقات شهری و فضای شهری تحت تاثیر عملکرد سرمایه قرار می گیرد. رویکرد نظری این مقاله عمدتا متاثر از هاروی است. روش این مقاله تحلیل ثانویه بوده و متکئ بر آمارهای تولید شده توسط مراکز رسمی مانند بانک مرکزی و شهرداری تهران است. یافته ها نشان می دهند که چرخش نابرابر تولید ملی به بخش مسکن و همچنین بازار مسکن و مستغلات شهر تهران، در کنار خلق انواع نابرابری های اقتصادی در بازار مسکن بر حسب جایگاه هزینه مسکن در بودجه خانوار و توزیع جغرافیایی اقشار مختلف، زمینه خلق نابرابر فضاهای شهری در تهران معاصر شده که این روند موجب بازتولید انواع نابرابری در حوزه ی کلان اجتماعی می شود.
علیرضا قاسمی، علیرضا نیکویی، رضا چراغی، دوره 5، شماره 4 - ( 2-1396 )
چکیده
«طبقهبندی اجتماعی» یکی از مفاهیم مهم در حوزۀ علوم اجتماعی بهشمار میآید. این مفهوم که توزیع افراد جامعه با سطح اقتصادی و اجتماعی مشابه است، برآیند تحوّل و توسعۀ جامعه و پیچیدگی روابط انسانی در زمینههای گوناگون است؛ امّا در عین حال، در ادوار مختلف منشأ نابرابریهای اجتماعی، توزیع ناعادلانۀ امکانات و در نتیجه رکود جامعه نیز بودهاست. در ایران باستان و بهتبع آن در شاهنامۀ فردوسی که داستانهای آن عمدتاً برآمده از خداینامههای دورۀ ساسانی و منابع پهلوی است، طبقهبندی اجتماعی و نوع روابط طبقات مختلف، موجد تحوّلات و چالشهای گوناگونی بوده است. مقالۀ حاضر در پی آن است تا ضمن تبیین طبقهبندی اجتماعی در ایران باستان، این مفهوم را از منظر تحلیل گفتمان در شاهنامۀ فردوسی بررسی کند؛ نقش منابع قدرت و مناسبات ایدئولوژیک را در برجستهنمایی و طبیعیسازیِ آن واکاود و تأثیر آن را در فرایند توسعۀ جامعۀ ایرانی در شاهنامه و ایران باستان تحلیل نماید؛ براین اساس، نظام شبهکاست طبقاتی که موجب توزیع نابرابر قدرت، مالکیّت و حیثیّت اجتماعی به نفع گروهی خاص و به زیان سایر افراد جامعه میشود، یکی از موانع مؤثّر بر توسعۀ اجتماعی و فرهنگی در ایران باستان -بهویژه در دورۀ ساسانی- بوده که به تبع آن در شاهنامۀ فردوسی بازنموده شدهاست
|
|
|
|
|
|