|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای گراندد تئوری
اکبر طالب پور، حسن دحیماوی، دوره 6، شماره 2 - ( 8-1396 )
چکیده
تحقیق حاضر با هدف ارزیابی تاثیر طرح عمرانی توسعه اراضی کشاورزی بر خروج از انزوای اجتماعی انجام گرفت. مسئله محققین در این تحقیق، توجه عاملین طرح¬های عمرانی به بُعد اقتصاد جامعه محلی بطور خاص و اقتصاد ملی، خودکفایی اقتصادی در زمینه تولیدات محصولات کشاورزی و بهینه¬سازی مصارف آب کشاورزی بطور عام و به فراموشی سپردن ابعاد اجتماعی و تاثیرات فرهنگی این طرح¬ها بر جامعه محلی تحت تأثیر است. روش تحقیق براساس رویکرد کیفی، استراتژی استقرا و روش شناسی نظریه بنیادی صورت گرفته و با استفاده تکنیک¬های مصاحبه عمیق، مشاهده مشارکتی، مباحث گروهی و تجربه¬زیسته محقق در منطقه مورد مطالعه ، جمع¬آوری داده¬ها از میدان تحقیق با نمونه¬گیری هدفمند تا مرحله اشباع نظری و بدون تعیین حجم نمونه قبلی انجام گردیده است. روش تحلیل تحلیل یافته¬ها نیز بصورت تماتیک و کدگذاری سه مرحله¬ای بوده است. یافته¬های این تحقیق حاکی از ایجاد یک¬سری شرایط و عوامل زمینه¬ای محرک در تقویت پیوند جامعه محلی با جوامع گسترده¬تر شهری و روستایی بوده و بر همین اساس جامعه محلی بر اساس شرایط و عوامل زمینه¬ای محرک از حالت انزوای اجتماعی خارج شده است. یافته¬های تحقیق حاضر با مفاهیم دیدگاه تلفیقی دوراهی داورز در ارتباط بوده و به نوعی تأکیدی تاییدی بر محتوای آن است.
میثم سام بند، علی اکبر فرهنگی، جمشید صالحی صدقیانی، محمدرضا قائدی، دوره 9، شماره 3 - ( 10-1399 )
چکیده
از نگاه توسعه انسانی، هر انسانی به مثابه ظرفیتی است که فعلیت آن جز از مسیر توانمندسازی فردی محقق نمیشود. یکی از اصلی ترین روش های توانمندسازی فردی، محدودسازی فقر می باشد که متأثر از نهادهای مختلفی همچون رسانههای جمعی است. از این میان، ویژگیهای خاص تلویزیون به اندازهای است که به عنوان عاملی در توسعه انسانی مطرح است. هدف اصلی این پژوهش، پاسخ به این سؤال اصلی است که چگونه میتوان از مجرای تلویزیون جهت نهادینهسازی برنامههای توسعه انسانی استفاده کرد؟ این پژوهش کیفی، با استفاده از روش گراندد تئوری انجام گرفته است. گردآوری داده ها از طریق بررسی اسنادی و مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با سیزده نفر از صاحبنظران حوزه ارتباطاتتوسعه و رسانه، بهدست آمد. یافتهها چهار کارکرد اصلی را در این زمینه برای تلویزیون نشان میدهد. کارکرد اول، فراهمسازی بستر است که زمینه آزادی فرصت برای توانمندسازی فردی را مهیا مینماید. دومین کارکرد مربوط به فراهمسازی شرایط علّی توانمندسازی فردی است. فراهمسازی عوامل میانجی توسعه توانمندسازی فردی، سومین کارکردی است که شناسایی شد. کارکرد چهارم نیز، بهکارگیری استراتژی تغییر مبتنی بر پیش فرض انسان به عنوان فاعل مشخص گردید. بر اساس نتایج مشخص میشود، این رسانه از طریق فرایند توانمندسازی فردی بر توسعه انسانی جامعه اثرگذار است.
|
|
|
|
|
|